23 سال ازچهارشنبۀ سیاه مهرماه 1373 گذشت. حادثه دردناک سقوط فوکر 28 شرکت آسمان در کوه های کرکس استان اصفهان با 66 سرنشین.
.
البته این سانحه از جهاتی با دیگر سوانح هوایی اون دوران متفاوت بود:
هیچ نقص فنی در هواپیمای فوق به اثبات نرسید.
کادر پروازی مجربی داشت و هرگز عامل خطای انسانی ثابت نشد.
و از همه مهمتر: هواپیما هم روسی نبود!
.
نهایتاً بعد از کلی بگیر و ببن
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
نمیدونم تا چه حد با طبقه بندی نژادهای مختلف اسب آشنا هستین. البته اگه آشنایی ندارین مشکلی نیست. چون منم بلد نیستم. اما امشب قصد دارم به صورت اجمالی نوعی تقسیم بندی (مثل همیشه غیرعلمی) رو خدمتتون ارائه بدم.
باشد تا همه با هم متفقاً و جمیعاً رستگار شویم.
.
گروه اول) اسب هایی که به صورت وحشی و آزاد در طبیعت زندگی میکنن و دست هیچ انسانی بهشون نرسیده و امیدواری
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برای رسیدن به محل کارم باید از 3 خیابون یکطرفه رد بشم که اگه قرار بود بی خیال مقررات شده و سریعترین راهو انتخاب کنم، روزانه حداقل یک کیلومتر در مسیرم صرفه جویی میشد. موضوع وقتی جدی تر میشه که اعتراف کنم خونه ما هم در کوچه ای یک طرفه قرار داره!
به همین دلیل به طور روزانه و مستمر، باید کمی بیشتر از خیلیهای دیگه، مقررات رو رعایت کنم. البته این موضوع، به دلیل ع
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
اگه از راه زمینی و جادۀ جنوب وارد شهر ما شده باشین احتمالاً در نزدیکی ورودی شهر و برای دقایقی بوی معروف و ناخوشایند کارخونه کود کمپوست و محل دفن زباله های این شهر به مشامتون خورده که به زیبایی هرچه تمام تر، فضای پرواز ملائکه رو به گند کشیده.
.
دقیق یادم نیست سال 86 بود یا 87 که برای چند ماه در کارخونه ای کار میکردم که در نزدیکی محل دپوی زباله ها بود. یعنی ا
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
دیشب از بیرجند برگشتیم. مرکز استان خراسان جنوبی. شهر مورد علاقه ام که قبلاً هم در موردش نوشتم.
بر حسب نوع کارم به دهها شهرستان مختلف سفر میکنم.
اما همه شون یک طرف و بیرجند هم طرف دیگه. عجیب آرامشی دارم در این منطقه خاص.
شهری تمیز و کویری و از همه مهمتر، بدون ترافیک! و با بالاترین درجه امنیت در کشور
و مردمانی بسیار آرام و بافرهنگ.
.
سمینار، برخلاف دفعات قبل که در هتل کوهستان بود، این بار در هتل سپهر بیرجند برگزار شد.
قبل از شروع مراسم رفتم پارکینگ هتل تا از داخل ماشین، موبایلم (که همیشه و همه جا ، جا میذارمش) رو بردارم که یکی از مهمانان با ماشینش (تویوتا لندکروز) وارد پارکینگ شد.
راستی یک موضوع بین تمام مهمانان ما مشترک بود:
همه شون برخلاف بنده و آقای مدیرعامل، بسیار ثروتمند بودن.
.
مدتهاست قصد دارم در مورد تفاوت کیفیت زندگی بین شهرهای بزرگ و کوچک مطلبی بنویسم که متاسفانه فرصت نشده. وضعیت مشتریان در شهرهای کوچک (حداقل در صنف ما) نسبت به تهران و مشهد و شهرهای بزرگ، به طرز آشکاری متفاوته و خیلی از ماها ثروتمندتر (و صد البته با معرفت تر!) هستن. خدا روز به روز بیشتر بهشون بده. آمین
.
شیشه ماشینشو داد پایین و گفت بیا بالا. میخواست در مورد موضوعی حرف بزنیم.
در رو باز کردم و کمی جا خوردم. ارتفاع این ماشین خیلی زیاد بود! تابحال دقت نکرده بودم.
راستش از شما چه پنهون، تا اون موقع سو
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
امشب نقبی زدم به دل خاطرات و عکس ها. این عکس از دوست داشتنی ترین تصاویریست که در لپ تاپ دارم. اضافاتشو برش زدم و گذاشتم اینجا تا شاید کمی با هم "هم احساس" بشیم.
دیدن سه چهرۀ ماندگار و سه استادِ دوست داشتنی در دورۀ فراوانی استاد، اما قحطی اساتیدِ دوست داشتنی می تونه کمی "حال خوب کن" باشه.
احتمال قریب به یقین هر سه بزرگوار رو می شناسین.
اما به رسم ادب و برای عزیزانی که احتمالاً نمی شناسن یک معرفی اجمالی میکنم:
.
سمت چپ: پروفسور علی اکبر جلالی، ملقب به پدر فناوری اطلاعات ایران که برای دوستان دست اندرکار این حوزه، نیازی به معرفی ندارن (مخصوصاً دانشجویان و اساتید دانشگاه علم و صنعت)
.
گریه دردناک استاد جلوی دوربین و جایی که می فرمایند: "خیلی زحمت کشیدیم..." قلب هر انسانی رو به درد میاره. نمیدونم به جز اینجا در کدوم نقطۀ جغرافیایی از کرۀ خاکی چنین صحنه ای رو میشه دید؟ صحنه ای که یک نفر با چنین درجه بالای علمی جلوی دوربین گریه کنه از دستِ...
بگذ.
.
.
سمت راست: دکتر مسعود حیدری، ملقب به پدر علم مذاکره ایران که فکر میکنم بازهم نیاز به معرفی نداشته باشن. (مخصوصاً دانشجویان سالهای نه چندان دور سازمان مدیریت صنعتی)
.
.
.
نفر وسط: دکتر محمود محمدیان عزیز و دوست داشتنی که افتخار ملاقات حضوری خدمتشون نداشتم اما طی چند جلسه تماس تلفنی، درس های زیادی از ایشون گرفتم (این یک تعارف نیست. واقعاً درس
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
دوران طفولیت (هرچند الان هم کودک هستم) یک بار که پدرم ما رو به مسافرت برد، از دریاچۀ ارومیه (اون موقع بهش میگفتن دریاچه رضاییه) رد شدیم. منم مثل همیشه با دیدن اون حجم عظیم آب، دین و ایمون نداشته ام رو از کف داده و سریع قلابمو از صندوق عقب آوردم که مثلاً برم ماهیگیری! که ابوی محترم ندا داد:
ــ الا یا ایها الفرزند ابله! اینجا ماهی نداره
.
اینجا بود که روی دیگر سکه و چهره خشن زندگی رو با وضوح FuLL HD لمس کردم. دریاچه بدون ماهی؟!
و خطاب به خداوند ندا دادم الهی خشک بشه این دریاچه که ماهی نداره! که اگه میدونستم اینقدر مستجاب الدعوه هستم و بعد از چندین سال خداوند به حرف این بندۀ روسیاه جامه عمل می پوشونه قطعاً مسیر بهتر و پردرآمدتری رو برای گذران زندگی انتخاب میکردم!
خلاصه اینکه اینجا یکی هست که مسئولیت کامل خشک شدن دریاچه ارومیه رو به عهده گرفته.
باری، غرض از مقدمه فوق این بود که اعتراف کنم بنده حقیر هم مثل تمامی دیگر مردان این کرۀ خاکی همون کودک سالها قبل هستم که فقط اسباب بازیهایم واقعی شده.
.
روز دوم سفر ارمنستان که طبق برنامه عازم گشت دریاچه سوان شدیم اول از هرچیز از لیدر محترمه (که خانمی زیبا، مهربان، خونگرم و صد البته بسیار هم باتقوا و با فضیلت بود) پرسیدم که آیا امکان ماهیگیری در این دریاچه وجود داره؟ که ایشان در جواب فرمود: لا !
بنده هم گفتم همه تون برید به فنا
و خواستم برگر
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
یک هفته از شروع سال جدید گذشت و متاسفانه آمار نزدیک به 150 کشته و حدود 3000 مجروح در تصادفات جاده ای کشورمون، علیرغم اینکه نسبت به سالهای قبل کمتر شده ولی بازهم دردآوره.
بدون شک عزیزانی که به رحمت خدا رفتن یا الان در بیمارستان بسترین، در لحظۀ شروع سفر هرگز تصوّر نمیکردن که ممکنه خودشون یکی از پایه های تشکیل دهندۀ این آمار ناراحت کننده باشن و طبیعتاً مثل بنده و شما و دیگران، مرگ رو برای همسایه می دیدن.
معتقدم چقدر خوب میشد عزیزانی که تجربۀ رانندگی طولانی تری دارن (از هموبلاگی های عزیز گرفته تا رانندگان قدیمی مخصوصاً پایه یک ها که تجربه هاشون بسیار گرانبهاست) تصمیم بگیرن در راستای ایجاد محتواهای جدید در این زمینه، در وبلاگ و صفحات شخصی شون اقدام کنن
البته نه کپی پیست های تکراری که در اینترنت می بینیم و حوصله مون سر میره از خوندنشون.
بلکه محتوایی کاملاً کاربردی بدون هیچ اضافات؛ که اگه این مهم رو به عنوان وظیفه ای کوچک برای خود تعریف کنیم، قطعاً اثرات مثبت و مفیدش رو در درازمدت خواهیم دید.
..
نگارندۀ این سطور، به عنوان کسی که 22 سال رانندگی مداوم و هزاران کیلومتر رانندگی جاده ای داشته (اکثراً هم رانندگی در جاده های خطرناک کویری) و تاکنون نه به ماشین کسی زده و نه هیچکس تونسته به ماشینش بزنه(!) و از همه مهمتر، تا این لحظه حتی یک بار هم سابقۀ ترمز شدید در کارنامۀ رانندگیش وجود نداشته قص
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
سالها قبل مطلبی خوندم در مورد تصادفات جاده ای با حیوانات، که طی محاسبات دقیقی میگفت برخورد خودرویی با سرعت 100 کیلومتر به یک سگ 40 کیلویی، ضربه ای معادل چند تُن به ماشین وارد میکنه.
راستش دو روزه از کار و زندگی افتادم و مشغول ولگردی اینترنتی هستم تا بتونم اصل این مقاله رو پیدا کنم تا اعداد و ارقام رو به درستی خدمتتون ارائه بدم.
ولی متاسفانه مثل همیشه هر چیز بیربطی پیدا کردم (مثلاً روش علمی و صحیح کشیدن نخ دندون برای یک کفتار دست آموز خانگی) اما اونی که میخواستم پیدا نشد.
.
یادمه جای دیگه ای هم خوندم در یک تصادف، وزن جعبه دستمال کاغذی که در طاقچه عقب ماشین گذاشته شده، با محاسبات جرم و میزان شتاب و (کلاً چیزایی که ازشون سر در نمیارم) حتی به 13 کیلوگرم میرسه که برای یک ضربه مغزی موثر و کارآمد کفایت میکنه.
.
بهرحال جزئیات در دسترسم نیست. کلیّات رو داشته باشین تا بریم سر اصل موضوع:
.
در رانندگی جاده ای، یکی از وحشتناک ترین اتفاقات غیرمنتظره، برخورد با حیواناته و این اتفاق اونقدر می تونه به ماشین و سرنشینان صدمه وارد کنه که قابل تصور نیست.
.
در جاده داراب به شیراز، شاهد بودم که برخورد یک پژو پارس با یک سگ کوچولو باعث شد که جلوی ماشینشون تا وسط جمع بشه و کل رادیاتور همراه با بسیاری از متعلقات موتور به فنا رفت.
.
یک بار هم شاهد چپ کردن پراید به واسطه برخورد با سگ بودم که خوشبختانه تل
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی
برچسب:
نویسنده: ماهان رجبی